تبليغاتX
غروب بارانی - 60- از تو مهربان تر کیست ؟
اگر یادتان ماندو باران گرفت ، دعایی به حال بیابان کنید
دوشنبه 1388/08/11 :: 6:35 بعد از ظهر :: به قلم : ع . ح . موزیرجی
 

 

از تو مهربان تر کیست که دردهایم را با او در میان بگذارم و زخمهای دلم را پیشرویش بشمارم؟
از تو آیینه تر کیست که هزار توی روحم را به من نشان دهد بی آنکه سرزنشم کند؟


مهربانم!
مرا به خاطر همه نامه هایی که برایت ننوشتم... ببخش
مرا به خاطر همه آوازهایی که برای تو نخواندم... ببخش
مرا به خاطر پنهان کردن حرفهای دلم که به تو نگفته ام... ببخش


نازنینم!
صدایم را ببخش ؛ لبهایم را ببخش ؛ اشکهایم را ببخش

از تو راز نگهدار تر کیست؟؟؟ ؛ که سر گذشت دستهایم را برایش بنویسم و از فاصله ها گله کنم ؛

 از تو آیینه تر کیست که قامت بر قامتش بایستم و احوال دلم را بپرسم

 

یکی می پرسد اندوه تو از چیست؟

سبب ساز سکوت مبهمت چیست؟

برایش صادقانه مینویسم

برای آنکه باید باشد و نیست

 

+ پ . ن +

وقتی احساس میکنی قلب وفاداری بخاطرت اشک می ریزد ، زندگی به رنج کشیدنش می ارزد

 

+ نوشته شده در تاریخ دوشنبه 1388/08/11 ساعت 6:35 بعد از ظهر توسط : ع . ح . موزیرجی

CopyRight © 2009 4masih All Rights reserved