
در طول یک سال بابام 11 ماه به من کمک می کنه
و من فقط یک ماه بهش کمک می کنم.
البته به یک ما هم نمی رسه . و اون هم همین ایامی هست که داریم سپری می کنیم
این یک ماه هم در حقیقت دارم به خودم کمک می کنم نه به بابام.
ولی سعی می کنم وقتی کمکش می کنم جیم نزنم و تنمو قایم نکنم . یا همون به اصطلاح کم فروشی نکنم.

توی این مدتی که در خدمت بابا هستم خیلی چیزا تعطیله . مثل
مهمونی رفتن ، خرید کردن ، تلویزیون دیدن ،اضافه کاری توی محل کار، تلفن زدن ، sms ردوبدل کردن ،
وبگردی و ....
دلیلشم اینه که بعضی هاشونو وقت نداری انجام بدی و بعضی هاشونو هم از بس خسته ای نمی تونی انجام بدی.
البته زیاد طول نمی کشه.

واسه همین شاید کمتر این دوروبرا آفتابی بشم.
معلوم هم نیست شاید بیشتر اومدم.

*- یکی از دوستای خوبم الان مریضه و بیمارستانه . توی این روزها و شب های عزیز دعاش کنید.
دعا کنید که خدا بهش سلامتی کامل بده.این دوستم همیشه واسه موفقیت و سلامتی دیگران دعا میکرد.
*- ۱۷ مرداد سالگرد درگذشت حسین پناهی بود . مردی که آروم اومد و اروم رفت . و از
سالگردشم کسی خبر نداره.
بازی هاشو خیلی دوست داشتم. خدا رحمتش کنه.
پ . ن
۱- هر چیزی برام تعطیل بشه غروب بارانی تعطیل بشو نیست.
۲- این روزا اینجا بخاطر فصل برداشت برنج کسی بارون رو دوست نداره . ولی من نمی تونم به خاطر چیزی از غروب بارانیم بگذرم.
۳- تازه دیروز فهمیدم که پرسپولیس ، سایپا رو برده .
این لیگ برتر کی شروع شد . کی هفته اول برگزار شد . پس چرا اینقدر بی سر و صدا .
۴- دعا یادتون نره.
![]()
بابا این برق هم وقتی میره اینقدر هم بد نیستا.
البته اگه صبح ها از ساعت 8 الی 30/2 بره
اخ نمی دونین توی ادارمون چه حالی میکنیم ما
برق که میره ما میشیم بی کار و بی عار .
میریم میایم
این مسئولمون هم داره خودشو خفه میکنه واسه اینکه ما شرکتی ها بی کار می چرخیم.
طفلکی چیزی همنمی تونه بگه. ما هم واسه اینکه لجش دربیاد جلوش رژه میریم.
ما توی قسمتومون سه چهار تا شرکتی هستیم.
اتاق منم جایی هستش که وقتی برق میره همه جا تاریک تاریک میشه
آقا این شرکتیا واستادن تا برق ادارمون بره . وقتی که رفت می دوئن میان اتاق من.
اتاق که چه عرض کنم ، میشه قهوه خونه
اول میرن چایی میارن بعد می شینن و .....
سیستم نامه نگاری و مکاتبات ادارمونم اتوماسیونی هستش و وقتی برق میره کامپیوتر
تعطیله و ما هم کار نمی کنیم . کسی هم نمی تونه چیزی بهمون بگه.
بچه ها هم میشینن مثل شب نشینی های دوران قدیم که همه جمع میشدن خاطرات
زندگیشونو تعریف می کردنن ، واسه هم خاطره تعریف می کنن. (یاد اون شب نشینی ها بخیر. شب نشینی هایی که توش چهارتا بزرگتر بود و می گفتند و
می خندیدند.)
خیاله اونایی هم که وجدان کاری دارن هم راحت. ما توی ادارمون به اون صورت ارباب
رجوعی نداریم که به خاطر قطع برق کارش لنگ بمونه![]()
ولی خوب رفتن برق یه مضراتی هم واسمون داره
و اون اینکه وقتی توی ادارمون برق میره کل سیستم حیاتی ادارمون قطع میشه.
یعنی وقتی برق میره همراهش آب هم قطع میشه تلفن هم قطع میشه.
آب که بخاطر قطع برق پمپ برقی تقویت کننده آب طبقات بالایی قطع میشه.
تلفن هم به خاطر اینکه همه تلفن های قسموتمون بی سیم هستند قطع میشه.
از گرمای هوا هم نگو که وقتی برق میره فقط باید عرق بریزیم.
دیگه دلم واستون بگه که وقتی برق میره ما شرکتی ها زندگی می کنیم اونجا.
ولی وقتی برق بیاد همه کارای نکردمونو باید یه جا انجام بدیم
پ . ن
وزارت نیرو که مسئولیت قطع برق را دارد نیست. و شدیدا این قطعی های برق را
محکوم می کنیم . ولی در شرایط پیش اومده چاره ای جز سوختن و ساختن نیست و
زندگی کردن
2- یه چند روز دیگه وبلاگ موقتاً تعطیل میشه
3- هنوز اینجا بارون نمی اد و داشتن یه غروب بارونی داره میشه یه آرزو

این همه رنگ
این همه نیرنگ
یک دل از شیشه 
وای این همه سنگ !
این همه حرفهای سرد و کبود
پشت این واژه های رنگارنگ
دست ها سفره های خالی عشق
سینه ها دشت های پر نیرنگ
ای همیشه بهار مکثی کن
همسفر ! آی ... چند لحظه درنگ
پایم از جنس رفتن تو نبود
بین ما مانده باز صد فرسنگ
مُردم از این همه نیرنگ و فریب
می روم خسته میروم دلتنگ ...
پ .ن
کاش می تونسی جواب کسی رو که ازت می پرسه کجایی رو بدی.
ولی نتونی!
کاش می دونست فقط به خاطر خودشه که جواب نمی دی.
خیلی سخته جواب کسی رو به خاطر خودش ندی و اون از هیچ چیز خبر نداشته باشه و همه رو به حساب بی معرفتی تو بزاره.
و تنها امیدت به این باشه که خودش یه روزی همه چی رو بفهمه
و اگه اون روز خیلی دیر بشه......................